یک عاشقانه نا آرام
عشق به وطن ضرورت است،نه حادثه.
عشق به خدا تركيبي ست از ضرورت و حادثه.
از باب اینکه فرصت به روز شدن بود به ناچار در هفتمین روز رفتنش باید برایش بنویسم ٬ برای نادر ابراهیمی که همراه قیصر امین پور و عمران صلاحی ـ دیگر دوستان رفته دوران طلاییٍ تنهاییِ اجباری و لی دلخواهم ام ـ یک هفته ای است که دیگر نیست.
مردی که برهه ایی از زندگی ام شعار هایش شعار هایم بود و گاهی تنها منابعم برای قضاوت در باره خودم و جوابی برای که هستم وچه میکنم هایم.
آرزوهایش آرزوهایم بود و آرمان هایش اساس آرمانشهرم...
روحش شاد.