سلام ... خداحافظ ...
( سلام ...،
خداحافظ ...
چيز تازه اگر يافتيد بر اين دو اضافه كنيد ،
تا بل باز شود اين در گمشده بر ديوار ...
( شادروان حسين پناهي )
خداحافظ ...
چيز تازه اگر يافتيد بر اين دو اضافه كنيد ،
تا بل باز شود اين در گمشده بر ديوار ...
( شادروان حسين پناهي )
دوباره باز کاغذ و قلم،
و وحشت نوشتن از خودت
نوشتن از کسی که هیچکس ندیده است
چگونه می شود نوشت
ز آرزوی گمشده
میان صد هزار خاطره.
همراهی مهر می آورد و مهر ،رنج
اگر همراه مناسبی نیافتی چون کرگدن تنها سفر کن.
اوژن یونسکو
حس گنگ همگون پنداری رهایم نمی کرد،ولی باتمام علاقه ای که به داشتن و خواندن آن دفترچه داشتم نتوانستم به حریم تنهایی اش وارد شوم،فکر می کنم با شرایطی که او داشت بهتر بود آن را به امانت برایش نگاه می داشتم ولی اگر دوباره پیدایش نمی کردم چه ؟اصلا از کجا نوشته های خودش بود...؟
...
من برای درد خود نامی انتخاب کرده ام،آنرا سگ نامیده ام درد من به اندازه هر سگی وفادار مزاحم،بی شرم،سرگرم کننده و با هوش است.
من می توانم این درد را صدا کنم و دق دلی های خود را آن گونه که دیگران روی سگ خود،نوکر خودو یا همسر خود خالی می کنند بر سر آن خالی کنم!
*نیچه
تا حالا چه چیزی را به پایان برده ام،به سرانجام رسانده ام،به انتهایش رسیده ام ،اصلا مگر چیزی تمام می شود؟
تنها چیزی که این روز ها با قطعیت به پایان میبرم روز ها و شب های تقویمی است.بدون هیچ شک وتردیدی به ÷ایان می رسند،بدون ایمکه حتی خاطره ایی از خود بجا بگذارند بر خلاف معدود روزهایی از زندگی ام که همواره در همان ساعت و لحظه باقی مانده اند و به پایان نمی رسند که هیچ هر روز تازه تر می شوند و چهرهایی دیگر پیدا می کنند.
نمی دانم در آینده(که نمی دانم کی است،کجایم،چیست؟)افسوس این روز ها را خواهم خورد یا حسرتش را خواهم برد.روزهای تعلیق،روزهای بدون نیاز به دانستن ای که چند شنبه است،روز چندم از کدام ماه و کدام سال است.تعلیق مطلق