+ نوشته شده در یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۸۷ ساعت 22:37 توسط هیمه
تمام اين مطالب نوشته شده اند فقط براي اينکه بايد نوشته مي شدند،بيشتر براي لذت نوشتن-همان حس وسوسه آور رقابت با سازنده بزرگ در خلق کلمه-،گهگاه براي ثبت يک واقعه ٫ کمتر براي وقايع روزمره و به ندرت براي يک مخاطب خاص(حتي اين نوشته هم استثنا نيست چون مخاطب خاصي ندارد.) گاهي بايد کلمات را رها کني تو خودشان مخاطب خودشان را بيابند البته خيلي جرات دارد بنويسي براي کسي که نمي شناسي اش وشاید هنر نويسنده در اين است ،چقدر بايد معاني را در کلمات مناسب بپوشاني تا مبادا خواننده اي که شبيه مخاطبت نيست مطلبت را بي ارزش نيانگارد ٫ نه از روي فهميدن که نفهميدن ونتوانستن و شايد هم نخواستن .اين وسواس در کاربرد کلمات -به ویژه رعایت صفت و حرف اضافه و قید زمان و مکان و هزار بند دیگر - باعث مي شود معاني با کلمات فاصله بگيرند مي نويسي و در انتهاي مطلب مي بيني نوشته اي بدون آنکه توانسته باشي حرف بزني نه خوب حرف زده اي و نه حرف خوب زده ای... .